Tuesday, June 24, 2014

My 35th Year Birthday Message to the World (Dari)

درواقع، امروزمصادف است با سی و پنجمین سالگرد تولدم. ولی درسند رسمی هشتم جنوری درج است.
پس ازینکه منحیث نخستین چهره ی شناخته شده همجنس باز افغانستان و نخستین فردی از مردم ما که حق موجودیت اسراییل را برسمیت می شناسم،اطلاعات بیشتری دارم که در اختیار همه قرار دهم.
در دو سال اخیر،تلاش نمودم که تناقض هویت خویش را بصورت صلح آمیز مطرح نمایم و از راه اصلاحات در اسلام ،در نجات کشور سهم داشته باشم. مادامیکه تلاش هایم باعث رشد سطح آگاهی ام در موردسرشت خشن اسلام میشود،به این نتیجه رسیدم که ریفورم درمذهب تک گرا ایکه مسلمان ها را به بردگی میکشاند و غیر مسلمان ها را ترور میکند، بی نتیجه خواهد بود. منحیث یک فرد انسان گرا،نمیتوانم با اعتقادات زهرآگینی که به دلیل همجنس باز بودنم ازمن متنفر است،فهم و ذکاوتم را توهین و ارزش های عشق و محبتم رادر برابرهمه تحقیر میکند؛همراه شوم. همچنان، لازم نیست تا قرآن و حدیث بیشتر ازین صدمه بیند وقتی نظریه ی پیدایش دران،یک شوخی مضحکی بیش نیست. در حالیکه ارزیابی های علمی در زمینه، حقیقت ثابت شده است.
احتمالن من یک بار دیگر منحیث اولاده ی بلاواسطه ونواده ی پیامبر محمد،با شجره ام،بدین نتیجه رسیدم،که با عدم اعتقاد به مذهب، خویشتن رابا فتخار بی خدا(اتییست) ،فیمینست ،همجنس باز،انسانگرا،و انترناسیونالیست اعلام نموده، یک بار دیگر تاریخ سازم.
کتاب مقدس من، اعلامیه ی حقوق بشر ملل متحد خواهد بود.خویشتن را موظف می پندارم که افغانستان را به یک کشور سیکیولار،مبدل سازم. کشوری که هرفرد، هویت شخصی خویش را داشته،هرکسی را که بخواهد دوست داشته،آزادانه عبادت کند، یک زندگی با مفهومی بدون ترس از تعقیب و شکنجه ی الله،اعضای خانوداه،، مردم خویش و یا افراطی های کشورهای همسایه که آرزوی بدام انداختن کشور ما را در دام بی سرنوشتی و هرج و مرج دارند؛داشته باشیم.
من برای احراز قدرت مبارزه نمیکنم.من امتیاز تولد شدن در یک کلاس صاحب امتیاز(سید سنی مسلمان و پشتون محمد زایی )،دارم.زمانیکه سال ۲۰۱۲عیسوی به کشورم بر گشتم،میتوانستم در کنجی بخسپم.با استفاده ازامتیازهویت افغانی و تابعیت امریکایی،از راه های نامشروع به یک مرد ثروتمند مبدل شوم، ولی فساد پیشگی، زن بارگی، تظاهرونپوتیزم(واسطه) را رد کردم. زندگی خویش رادردفاع ازاقلیت های قومی،افشای مفسدین صاحب قدرت و تلاش فعالانه برای گسترش منافع عام جامعه ، به مخاطره افگندم.
تنها درسال پار، من هزاران هزار مردمان دنیاوافغان را برای دفاع ازجنبش صلح در افغانستان جلب و جذب کردم. چشمداشتم این است که طی سال ها و دهه ها ی در پیش، متحدین ما بصورت وسیع موازی با روشن شدن ذهن افغان هادر راستای درک مفهوم آزادی های فردی، بیشتر می گردند.
هدفم چنین است تابصورت پیهم و دوامدار هیرارشی ناقص مذهبی -قبیلوی راکه افغانستان را برای قرون متمادی در یک مخاطره ی فوری قرار داده ،عقیم سازم. یگانه راهی که افغانسان این هرج و مرج را خاتمه دهد و منحیث یک کشور متحد نجات یابد،اینست تا بصورت تدریجی براساس حاکمیت مشخص مردمسالاری تکامل یابد. مردمسالاری ایکه همه ی نام هاو نشان هار ا از میان بردارد، تشبثات شخصی را تشویق کند،اقتصاد با ثبات را رشد و پرورش دهدو مردم را بر اساس سهم شان در رفاه اجتماعی تشویق کند.
چنانکه جان اف کنیدی میگوید:«نپرس که کشور برای تو چه میتواند بکند، بپرس که تو برا کشورت چه میتوانی بکنی.»
به مثابه ی یک اتییست پیرومکتب ارسطووپیشکسوت دفاع از حقوق مدنی،متعهدم که افغانستان را باید ازگروگان گیری نجات داد، میراث های غنی فرهنگی مانراباید حفظ کرد وملت پراگنده ی ما را در سراسر جهان متحد ساخت.کسانیکه در مخالفت با این آرزویم قرار دارند ، هنوز هم شانس ، داشتن موضعگیری درست تاریخی دارند. ولی نخست،شما باید این بدبختی ها را شناسایی کنید و تمایل به تغییر و همگرایی داشته باشید.من نیت،ارده،حس وطنپرستی خویش را بیان کردم.حال نوبت شماست.

No comments: